سرو در فرهنگ و هنر ایران فقط یک درخت نیست، یک ایده است، نمادی که قرن ها شکل عوض کرده اما همچنان معنایش را نگه داشته است.
سرو در ایران باستان؛ ایستادن و استواری معنا شد  و در مقابل خم شدن و سر تعظیم فرود آوردن قرار گرفت.



در دوره هخامنشی، سرو نماد پایداری، جاودانگی و نظم کیهانی بود. در نقش‌برجسته‌های تخت جمشید، درخت‌هایی را می‌بینیم که به‌وضوح از سرو الهام گرفته‌اند:
راست‌قامت، متقارن و بی‌اغراق.
این تصادفی نیست. در جهانی که پادشاهی باید «استوار» باشد، سرو بهترین تصویر بود. نه سایه‌گستر مثل چنار، نه پیچان مثل تاک.
سرو یعنی: ایستادن، حتی در باد.
در آیین زرتشتی نیز، سرو جایگاه ویژه‌ای داشته است؛ درختی که سبزی‌اش در زمستان، نماد غلبه زندگی بر مرگ بود.
از اسطوره تا شعر؛ اینبار سرو، قدِ انسان تعبیر شد.


کم‌کم سرو از معماری، به شعر و ادب رسید.  در ادبیات، سرو استعاره‌ا‌ی شد از قامت  یار، آزادگی‌اش و غرور همراه با متانت‌اش.
در شاهنامه، درخت‌ها فقط پس‌زمینه نیستند؛ بخشی از روایت‌اند، نشانه‌ی تداوم و ریشه‌داری.
بعدتر در شعر حافظ و سعدی، «سروِ خرامان» انسانی را روایت کرد که هم زیباست، هم مغرور، هم رام‌نشدنی.
به زبان ساده، سرو شد معادل انسانی که خودش است و کوتاه نمی‌آید.
نگارگری و نقاشی؛ سرو به‌عنوان ستون تصویر



در نگارگری ایرانی، سرو معمولاً عمودی‌ترین عنصر تصویر است. چشم ناخودآگاه به آن تکیه می‌کند.
چراکه  در صفحه‌ای پر از حرکت، رنگ و روایت، سرو نقش ستون تعادل را دارد. نه شلوغ می‌کند، نه حذف می‌شود.
در خیلی از مینیاتورها، اگر سرو را حذف کنی، ترکیب‌بندی فرو می‌ریزد.
باغ و بنا


در باغ ایرانی، سرو تقریباً همیشه حضور دارد، در محورهای اصلی، کنار آب یا به‌عنوان نشانه‌ی امتداد دید.
در باغ فین کاشان، سرو فقط درخت نیست؛ خط‌کش فضاست. ارتفاعش به آسمان اشاره می‌کند، ریشه‌اش زمین را نگه می‌دارد.
در نماهای بناها، مخصوصاً کاشی‌کاری‌ها و گچ‌بری‌ها، فرم سرو ساده می‌شود، هندسی‌تر می‌شود، اما معنا همان است:
استقامت، وقار، تداوم.
حتی در دوره معاصر، در سردرها، نقوش فلزی، یا طراحی باغ‌ویلاها، هنوز سرو انتخاب می‌شود؛ چون ناخودآگاه روح «ایرانی بودن» را اضافه می‌کند.
صنایع دستی معاصر



در صنایع دستی و هنرهای کاربردی ایرانی، سرو از قاب تصویر بیرون آمده و به زندگی روزمره راه پیدا می‌کند.
در نقش قالی‌ها، پارچه‌های سنتی، قلم‌زنی‌ها، کاشی‌ها و حتی زیورآلات دست‌ساز، سرو به‌عنوان فرمی آشنا تکرار شد؛ فرمی که هم ساده است و هم حامل معنا.
هنرمند ایرانی، با هر بار بازآفرینی سرو، در واقع یک مفهوم را دوباره روایت می‌کند: ایستادگی در عین ظرافت.
در بسیاری از آثار صنایع دستی ایرانی، سرو نه با جزئیات طبیعی، بلکه به‌صورت فرمی خلاصه‌شده و گرافیکی دیده می‌شود. این انتخاب آگاهانه است. سروِ هنری قرار نیست شبیه طبیعت باشد؛ قرار است «معنا» را منتقل کند. به همین دلیل، این نقش به‌راحتی با فضاهای معاصر، دکوراسیون هنری و حتی طراحی داخلی امروز هماهنگ می‌شود.
سرو در آثار هنری و دست‌ساز، پلی است میان سنت و اکنون. از یک‌سو ریشه در تاریخ، اسطوره و شعر دارد و از سوی دیگر، در گالری‌های هنری، خانه‌های امروزی و فضاهای مینیمال، حضوری آرام اما مؤثر پیدا می‌کند. همین ویژگی باعث شده نقش سرو، یکی از محبوب‌ترین موتیف‌ها در انتخاب آثار هنری برای دکوراسیون باشد؛ آثاری که هم هویت ایرانی دارند و هم با سلیقه‌ی امروز هم‌خوان‌اند.
برای مخاطبی که به دنبال خرید آثار هنری اصیل یا صنایع دستی معنادار است، سرو فقط یک نقش تزئینی نیست. نشانه‌ای است از پیوند با فرهنگی که قرن‌ها ایستاده و خم نشده است. انتخاب یک اثر با نقش سرو، در واقع انتخاب روایتی از پایداری، وقار و آرامش است؛ روایتی که در سکوت، اما مداوم، با فضا حرف می‌زند.
در گالری‌های هنر ایرانی، آثاری که از نماد سرو الهام گرفته‌اند، اغلب توجه مخاطب را بدون اغراق جلب می‌کنند. نه فریاد می‌زنند و نه پنهان می‌مانند. درست مثل خود سرو؛ ایستاده، متین و ریشه‌دار. این آثار برای کسانی جذاب‌اند که به دنبال هنر تزئینیِ صرف نیستند، بلکه می‌خواهند معنا و داستان را وارد فضای زندگی یا کار خود کنند.
در نهایت، سرو همچنان همان ایده‌ی کهن باقی می‌ماند؛ ایده‌ای که از دل تاریخ، شعر، معماری و صنایع دستی عبور کرده و امروز در قالب آثار هنری معاصر، در گالری‌ها و آرت‌شاپ‌ها، به حیات خود ادامه می‌دهد.
سرو یادآوری می‌کند که زیبایی الزاماً در پیچیدگی نیست؛ گاهی در ایستادنِ ساده و استوار است.